تماس با مدیریت تاکسی بیسیم

081-3822-3309

عین القضات

ابوالمعالی ابن ابی بکر عبدالله بن محمد بن علی بن علی المیانجی مشهور به عین القضات هــمــدانــی می باشد. جد او ابوالحسن علی بن الحسن میانجی، قاضی همدان بوده و در همدان کشته گردید.

وی در سال ۴۷۶ (۱۰۹۷ میلادی) در همدان متولد شد، دوران نوجوانی خود را در خراسان، نزد فیلسوف و دانشمند بزرگ، عمر خیام نیشابوری و استادانی چون محمد حِمَویه گذرانید و آموزش دید.

در نوجوانی به فراگیری دروس دینی روی آورد. هم زمان با فراگیری دانش زمانه ی خود، به کنکاش و بررسی ادیان پرداخت و در روند جستجوگری‌های خویش،  باورهای ایمانی خویش را مورد تجدید نظر قرار داد.

او به علوم ریاضیات و ادب و فقه و حدیث و کلام و فلسفه و تصوف و عرفان تسلط کسب کرده و به سبب تبحری که در فقه بدست آورد عنوان قاضی و مدرس هم یافت. وی تا بیست و یک سالگی در علم کلام بیش از سایر علوم زمان خود تعمق نمود، اما این علم نه تنها او را سیراب نکرده بلکه او را پریشان تر از قبل به وادی سرگردانی کشانید، تا اینکه مطالعه آثار امام محمد غزالی او را از گمراهی نجات  بخشیده است.

خود ایشان نقل کرده است: « بعد از آنکه از گفتگوی علوم رسمی ملول شدم به مطالعه مضنفات حجةالاسلام اشتغال نمودم. مدت چهار سال در آن بودم و چون مقصود خود را از آن حاصل کردم، پنداشتم که به مقصود واصل شدم و نزدیک بود که از طلب بازایستم و بر آنچه حاصل کرده بودم از علوم اقتصار نمایم. مدت یکسال درین بماندم، ناگاه سیدی و مولائی الشیخ الامام سلطان الطریقة احمد بن محمد الغزالی به همدان که موطن من بود تشریف آورد. در صحبت وی در بیست روز بر من چیزی ظاهر شد که از من و ما غیر خود هیچ باقی نگذاشت و مرا اکنون شغلی نیست جز طلب فنا. »

عین‌القضات ، در سن ۲۴ سالگی، مشهورترین کتاب فلسفی خویش “ زُبدَة الحقایق”(زبده) را به نگارش در آورد. گرچه سلطه ی فقها و متعصبان زبان می برید و گلو می درید اما او با شهامت می نوشت:

کجاست محرم رازی که یک زمان ….دل شرح آن دهد که چه دید و چه ها شنید.

عین القضات اندیشمند و روشنگری ست آزادیخواه. می گوید: « آزادی را به انسان بسته اند، چنان که حرارت را به آتش.»

با تابیدن نور دانش و جستجو، در ده ی پایان عمر کوتاه اش، به این اندیشه رسید که ، برهان‌های برآمده از خرد را به جای پیش انگاره های مذهبی بنشاند. او تبلیغات مذهب را  دام و فریب می‌نامد.

مهراب جهان، جمال رخساره ی ماست

ســلــطـان جـهان این دل بیچاره ماست

شور و شر و کفر و توحــیـــد و یقین

در گوشه ی دیده های خون باره ی ماست

نوشته‌های عین القضات

«رساله‌ی لوایح»، «یزدان شناخت»، «رساله‌ی جمالی»، «تمهیدات» یا «زبدة الحقایق» ‌و نامه‌‌های بسیار در این شمارند و بی شک نوشته‌‌ها و یادداشت‌هایی بسیار نیز برای همیشه از میان رفته‌اند.

نجیب مایل‌هروی در باب آثار عین القضات همدانی می‌گوید: آنچه آثار قاضی- خصوصا تمهیدات و مکتوبات و شکوی‌الغریب- را سزاوار ستایش می‌سازد این است که او در این آثار خصوصی‌ترین تجربیات عرفانی‌ی خویش را بازگفته است، حتا تجربه‌هایی که دیگر مشایخ صوفیه آنها را جزو “اسرار” می‌دانسته‌اند.

عین القضات و عرفان نظری

وی و ابن عربی اندلسی و شیخ محمود شبستری از پیشگامان تقریر و بیان جنبه نظری تصوف اسلامی بوده اند و ابوحامد غزالی و شیخ شهاب الدین سهروردی و مولانا جلال الدین بلخی، جنبه علمی آن را تبیین نموده اند.

یکی از محققین معاصر، معتقد است که عین القضات پایه گذار عرفان نظری و حکمت عرفانی است، نه ابن عربی و با آوردن جملاتی از کتاب تمهیدات به اثبات این نظریه می پردازد. آنجا که عین القضات می گوید: قرآنی هست ورای کاغذ و سیاهی و سپیدی … و همچنین است «محمد (ص) را دستی و پایی و تنی و آن محمد (ص) نیست، ورای آن محمد (ص) است» این موضوع نشان می دهد که عین القضات از پیشروان عرفان نظری است.

اندیشه های عرفانی عین القضات

در کشف حقیقت و حالات عشق

عشق به عنوان یکی از مواضیع اساسی عرفان اسلامی، رکن اصلی فکری قاضی به شمار می رود و به همین خاطر بود که صوفیه از او با تعابیری چون شیخ العاشقیت، سلطان العشاق و امثال آن یاد کرده اند. در نظر قاضی عشق مذهب مشترک بین خدا و انسان است.

عشق چیست؟

گفته اند: عشق افراط در محبت است و آتشی که در دل عاشق حق می افتد و جز حق را می سوزاند: این عشق امری الهی است و آمدنی است نه آموختنی.

بزرگان عرفا، از عشق و معانی آن بسیار سخن گفته اند.

عشق از دیدگاه قاضی غیرقابل بیان است و جز به رمز از آن نمی توان سخن گفت.

به اعتقاد او «… دیوانگی عشق بر همه عقل ها فزون آید، هر که عشق ندارد، مجنون و بی حاصل است، هر که عاشق نیست خودبین و پرکین باشد و خود رای، بود عاشقی بیخودی و بی راهی باشد»

… در عشق قدم نهادن،‌ کسی را مسلم شود که با خود نباشد، و ترک خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است، هرجا که باشد جز او رخت دیگری ننهند. هرجا که رسد سوزد و به رنگ خود گرداند… کار طالب آن‌ست که در خود،‌ جز عشق نطلبد. وجود عاشق از عشق است، بی‌ عشق چگونه زندگانی؟ »

و چه این بیان به نگرش «اریک فروم» در «هنر عشق ورزیدن» نزدیک است که می گوید:

«عشق پاسخی ست به پرسش وجود انسان.»

اریک فروم، همانند عین‌القضات، عشق را فدا کردن می‌‌نامد، اما درست به برداشت وی نه مجنون وش و خود آزار، بلکه آن فدایی که نه «ترک چیزها و محروم شدن و قربانی گشتن.» و چنین از گذشتن از خویشتنی ست که «فضیلت» و «برترین برآمد انسانی‌اش می‌نامد. عشق نیرویی‌ست تولید گر عشق. به بیان کارل مارکس، «عشق را تنها می‌توان با عشق مبادله کرد.» و در چنین مبادله‌ای ست که اصالت فردی در باز تولیدی انسانی به برآیند پیوند‌ها تکامل می‌یابد.

بر خاست خروش عاشقان از چپ و راست

در  بتکده  امروز  ندانم   که    چه   خاست

در بتکده    گر  نشان  معشوقه ی  ماست

از  کعبه    به  بتخانه   شدن   نیز   رواست

عین القضات همدانی نیز چون دیگر سالکان طریقت بر اهمیت دعا و ذکر واقف بود و مریدان و شاگردان خود را مدام به آن توصیه می کرده است.ذکر « لا اله الا الله» از جمله ذکرهایی است که قاضی شاگردانش را تشویق به پیوسته گفتن آن می نماید و می گوید که «پس از طی مقاماتی، با اعراض از همه چیز، جز «هو» نشاید گفتن»

جستجو در حروف مقطعه قرآن

حروف مقطعه ابدای بیست و نه سوره از قرآن، الهام بخش بسیاری از افکار و اندیشه های عجیب و غریب در اذهان متصوفه بوده است.

جمع حروف مقطعه در قرآن ۷۸ حرف است وبه اعتقاد ابن عربی «حقایق آن ها برای هر کس روشن شود، او مالک بالا و پست خواهد شد»

در این میان شاید بیش از هر کس دیگر حلاج است که از رمزیت حروف مقطع قرآن صحبت کرده است و به دنبال وی قاضی گفته است: اگر نه این حروف مقطع یافتمی در قرآن، مرا هیچ ایمان نبودی به قرآن.

و معتقد بود که سالک در طی طریق، به مقامی رسد که همه قرآن در نقطه باء بسم الله ببیند و همه موجودات را در نقطه باء بسم الله ببیند.

خداوند خواست که محبان خود را از اسرار ملک و ملکوت خود خبری دهد در کسوت حروف، تا نامحرمان بر آن مطلع نشوند، پس گفت:‌« الم، المر، الرا، یس، … یس را قلب قرارداد و نشان سر احد با احمد، که کس جز ایشان بر آن واقف نشود.

عین القضات و مذهب

«جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه» (حافظ)

اساس تقسیم فرق اسلامی به هفتاد و سه یا هفتاد و دو گروه، حدیثی است منسوب به پیامبر اسلام (ص)که همان سان که بنی اسرائیل به هفتاد و دو گروه گرویدند پیروان من نیز به هفتاد و دو گردند و همه ایشان در دوزخند جز یک گروه و آن سنت و جماعت است … گروه اخی در حدیثی از همان حضرت با تعبیر “ما انا علیه و اصحابی” توصیف شده اند یعنی آن دسته که من و یارانم برآنیم.

عین القضات با تبلیغ و اشاعه نظریه یگانگی و وحدت دین در توسعه و بسط این اندیشه سهیم بوده است. و معتقد است که همه بر یک دین و ملت اند. و اینچینین می گوید: اگر آن چه نصاری در عیسی دیدند تو نیز بینی ترسا شوی و اگر آن چه جهودان در موسی دیدند تو نیز بینی جهود شوی، بلکه آنچه بت پرستان دیدند در بت پرستی تو نیز بینی بت پرست شوی و هفتاد و دو مذهب جمله منازل راه خدا آمد.

قاضی با استناد به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) که فرموده اند: “یاتی علی الناس زمان یجتمعون فی المساجد و یصلون ولیس فیما بینهم مسلم” (روزی خواهد آمد که مردم در مسجد جمع می شوند و فاتحه می خوانند و رکوع و سجود می کنند و نماز می گزارند اما هیچکدام از ایشان حقیقا مسلمان نیست” می گوید:‌”این سرنوشت اسلام است که آفتابش به مرور زمان غروب کند و روزی بیاید که از مسلمانی چیزی جز اسم آن و یک مشت عادات بی محتوا باقی نماند.”

عاقبت قاضی

عین القضات همدانی روش حسین بن منصور حلاج را داشته و در گفتن آنچه می دانسته بی پروائی می‌کرده است. از اینجا به دعوی الوهیت متهمش ساختـند اما چون عزیزالدین مستوفی اصفهانی وزیر سلطان محمود بن محمد بن ملکشاه سلجوق به او ارادت داشت، به آزادی هر چه می خواست می گفت و هیچ کس بر وی چیزی نمی گرفت تا قبول عام یافت.

اما چون وزیر سلطان بر اثر دسیسه های وزیر، ابوالقاسم قوام الدین درگزینی به حبس افتاد و در تکریت به قتل رسید؛ عین القضات همدانی نیز که در اثر دوستی عزیزالدین مستوفی با قوام الدین درگزینی مخالفت داشت مورد مؤاخذه و غضب وزیر جدید واقع گردید. بدین صورت که قوام الدین مجلسی ترتیب داد و از جماعتی عالمان قشری حکم قتل عین القضات را گرفت. و سپس دستور داد تا او را به بغداد بردند و در آنجا به زندان کردند.

حکومت دینی، به همراه شریعت‌مداران، سخت بیمناک می شوند. دستور بازداشت وی از سوی خلیفه‌ی بغداد و فقیهان داده می شود. عین القضات دستگیر و به زندان بغداد روانه می گردد. در سن سی و سه سالگی در زندان، کتاب «شکوی الغرایب» را به زبان عربی می نویسد. این کتاب ارزنده را دفاعیه عین القضات می شمارند.

“زندان و زنجیر و اشتیاق و غربت و دوری معشوق البته بسیار سخت است.”

اما، همه این شکنجه ها را می پذیرد و  تن به تسلیم نمی سپارد.

عماد کاتب اصفهانی (برادرزاده عزیزالدین) در کتاب خریده القصر خود، سیر شهادت قاضی را چنین بیان می کند:
«عین القضات میانجی اصل، همدانی زیست،
دوست با وفای عموی من صدر شهید بود، هنگامی که عمویم بیچاره شد، درگزینی بر کشتن او توانایی یافت. عین القضات نمونه تیزهوشی و دانشمندی بود، آفتاب پس از مرگ غزالی بر فاضل تر از وی نتابید. عین القضات در نگارش های عربی خود به راه غزالی می رفت، عالم نمایان بر وی رشک بده، کلماتی از کتاب هایش بیرون کشیده جدا از جمله بندی بدان معنی داده، به او تهمت زدند . وزیری پست خو وی را به همدان بازگردانید و با کمک یارانش با عین القضات آن کردند که جهودان با عیسی کردند….»

سرانجام عین القضات را به دستور ابوالقاسم درجزینی (درگزینی) به سرعت از بغداد به همدان بازپس بردند و شب هفتم جمادی‌الاخر سال ۵۲۵ ه.ق (۵۰۹ خورشیدی/۱۱۳۰ میلادی) در مدرسه ای که در آن به تربیت و ارشاد مریدان و وعظ می پرداخت بر دار کردند. گفته‌اند که چون قاضی به پای چوب دار رسید آن را در آغوش کشید و این آیه را خواند : وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ (سوره شعراء آیه ۲۲۷) : و ستمکاران به زودی خواهند دانست به چه مکانی باز خواهند گشت.

سپس پوست از تنش کشیدند و در بوریایی آلوده به نفت پیچیده، سوزانیدند و خاکسترش را بباد دادند. با او همان کردند که خود او خواسته بود:

ما مرگ و شهادت از خدا خواسـتــه ایم

و آن هم به سه چیز کم بها خواسـته ایم

گر دوست چنین کند که ما خواسته ایم

ما آتـش و نفــت و بـوریـا خواســته ایم

به هر تقدیر کرشمه، اهل وصال را به سوی خود جذب نمود و این بار شهیدی از همدان دویست سال پس از مرگ حلاج، ندای انا الحق او را زنده ساخت و فاجعه او را با تمام جزئیاتش تکرار کرد.

حلاج در هنگام کشته شدنش خطاب به حلوانی که از او پرسید:‌سرورم این چه حال است، گفت: کرشمه جمال اهل وصال را به سوی خود جذب می کند…

آرامگاه عین القضات

عین القضات همدانی عارف و فیلسوف قرن ششم هجری با عقایدی مشابه منصور بن حلاج ، در سای 525 ه ق به دلیل ادعاهای به ظاهر کفر آمیز خود در همدان به شهادت رسید همانگونه که خود می خواست: ما مرگ و شهادت از خدا خواسته ایم وان هم به سه چیز کم بها خواسته ایم گر دوست چنین کند که ما خواسته ایم ما آتش و نفت و بوریا خواسته ایم این عارف نامی آرامگاه مشخصی ندارد -به دلیل نوع شهادتش که در نهایت خاکستر وی را نیز به باد داده اند- بنابر روایات آرامستانی قدیمی در بافت مسکونی داخل شهر همدان را به وی منسوب کرده اند این آرامستان اخیرا به پارک تبدیل شده ( پارک ایرانی ) که در بلوار فلسطین حد فاصل آرامگاه باباطاهر و میدان فلسطین قرار دارد ! و قسمتی از آن به عنوان محل قرارگیری یادمان عین القضات در نظر گرفته شده است. 

چند رباعی از عین‌القضات همدانی :

در انــجمنــــی نـشستــــه دیــــدم دوشــــــش
نتــوانستـــــم گرفـــــــت در آغــــوشـــــــــــش
صــــد بوســه زدم بــــر رخ عنبــــر پوشــــش
یعنــــی كــــه حدیـــث می‌كنـــــم در گوشـــــش

***
هــــر روز ز عشــــقِ تــــو بــه حالــی دگـــرم
وز حُســــنِ تــــو در بنـــــدِ جمالـــــی دگــــــرم
تـــــو آیـــــتِ حُســن را كمــــالِ دگــــــــری
مــــن آیــــــتِ عشـــــق را كــمـــالــــی دگـــرم

***
گــه دل بــه دو زلــفِ مــه‌پرســتِ تو دهـــــم
گــه جــان بــه دو نرگســـانِ مســتِ تـــو دهــم
چــون از تــو فــرو مانــم و عاجـــز گــــــردم
از دســتِ تــو قصـــه هـــم بـــه دســت تو دهـم

***
چـون من نبود كس به جهان درخورِ عشــــق
زان بـــر ســرِ مــن نهــاد چــرخ افســرِ عشــق
یكبــاره شــدم بــه طبــع دل چاكــرِ عشـــق
دارم ســرِ آن كـــه سَـــر كنـــم در ســـر عشــق

***
برخاست خروشِ عاشقان از چپ و راســت
در بتكــــده امــــروز نــدانــم كــه چــه خاســت
در بتكــده گــه نشــان معشوقــه ماســــت
از كعبــه بــه بتخـانــه شــدن نـیــز رواســـــت

***
آن ره كه من آمدم كـدام اســت ای جــــان
تـا بــاز روم كــه كــار خـــام اســـت ای جـــان
بــر هــر قدمــی هزار دام است ای جــــان
نـــامــردان را عشـــق حــرام اســت ای جـــان

***
چــون مــوی شــدم ز رنـجِ هـر بیـــــدادی
در دهــر كــه دیــده اســت چـو مـن نـاشـــادی
برخیــزد اگــر جَهــَد بــه مــن بــــر بـادی
چــون چنــگ ز هــر رگــــی ز مــــن فــریــادی

***
عـیــار نــه‌ای كــه بی‌ستــم دَم نـــزنــــــی
هــــر روز هــــزار كــــار بــــرهــــم نــــزنــــی
ای جــانِ جهــان همـه جهان گرخواهــــی
بـــرهــــم زنـــی و دو دیـــده بـــر هــم نــزنــی

***
ای پیكِ عاشقان گذری كن به بام‌ دوســت
بـــرگــرد بنــده‌وار بـــه گـــِردِ مقـــام دوســـت
گِـرد ســرای دوســت طوافــی كن و ببیــن
آن بـــار و بـــارنــامــه و آن احتشـام دوســت

***
ایــن چــرخ دلــم زیــر و زِبَر كرده‌ توسـت
ویـــن خستـــه دلـــم همیشـــه آزرده تــوســت
لعبـــی دگــــر از پــــرده بـــــرون آوردی
بــس بلعجبی‌هــا كــه پــسِ پـــرده توســــــت

***
اكنون كه رُخت ز كوی ما شــد پــُر گـــَرد
زینهــار بـــه هیــــچ گَــــرد آلــــوده مگـــــرد
كانـــدر ره عاشقـــی چنــان بایـــد مـــرد
كـــــز دریـــــا خشـــك آیـــد و از دوزخ ســـرد

***
تــا زلــف تــو بــر رخ تو شد لالـه‌پرســت
در شهــر هــزار تــو بـــه افـــزون بشكســـــت
مستــور نیایـد انـدر ایــن شهــر به دست
ابــــد الان بــیــدلــنـــد و مستــــوران مســــت

***
ساقیا پر شد دل از تیمار پركــن جــام را
بــر كــف مــن نــِه ســه بــاده دولــت ایــام را
تا زمانی بی‌زمانه جان ‌و ‌دل شادان كنیم
كـــم كنیــم از دل زمانــی مـحـنــت فــرجــام را

آدرس شرکت

درباره ما

تاکسي بيسيم همدان در سال 1381 به پيشنهاد جناب آقاي جعفر عرب زاده درون سازمان تاکسيراني با شماره 133 به عنوان شرکت خصوصي  آغاز فعاليت نمود ( تحت نظارت سازمان تاکسيراني همدان ) سپس شماره آن توسط مخابرات استان به 1833 تغيير داده شد و از آن پس با اين نام در قلب مردم شهر همدان جاي خود را باز کرد و مورد اقبال عمومي قرار گرفت تاکسي بيسيم همدان با تجربه 15 ساله در زمينه سفرهاي درون و برون شهري امن ترين راه براي جابجايي مي باشد .

بیشتر...

تماس با ما

آدرس : ایران،همدان، بلوار ولایت ساختمان 1833 طبقه 3 واحد 2

آدرس ایمیل :  taxi1833hamedan@gmail.com

شماره تماس : 3309−3822−081

 http://www.tb1833.ir/download/Passenger.apk

Truck

این یک متن نمونه برای نمایش عملکرد قالب می باشد . شما می توانید با مراجعه به کنترل پنل جوملا این متن را ویرایش و یا حذف بفرمایید .

Storage

این یک متن نمونه برای نمایش عملکرد قالب می باشد . شما می توانید با مراجعه به کنترل پنل جوملا این متن را ویرایش و یا حذف بفرمایید .

این یک متن نمونه برای نمایش عملکرد قالب می باشد . شما می توانید با مراجعه به کنترل پنل جوملا این متن را ویرایش و یا حذف بفرمایید .این یک متن نمونه برای نمایش عملکرد قالب می باشد . شما می توانید با مراجعه به کنترل پنل جوملا این متن را ویرایش و یا حذف بفرمایید .